X
تبلیغات
رایتل

چگونه برای کارشناسی ارشد برنامه ریزی و مطالعه کنیم : این سوالی است که معمولا دانشجویان ترم 5 به بعد مکررا می پرسند. در پاسخ باید بگویم من برای برنامه ریزیها کوتاه مدت مثلا ظرف 3 ماه یا چهار ماه و غیره مطلب خاصی بلد نیستم. این کار رو واگذار می کنم به همان موسسات آموزشی که پول کلان می گیرند و معجزه می کنند و دانشجویان را در قبول می کنند. اما برای برنامه ریزیهای بلند مدت حداقل 6 ماه تا یکسال می شود برنامه ای طراحی کرد که احتمال قبول شدن در با رتبه خوب بسیار بالا برود. باز هم تاکید می کنم قبولی هیچ کس را تضمین نمی کنم.  

test 300x300 چگونه برای کارشناسی ارشد برنامه ریزی و مطالعه کنیم ؟

 

  

 

قدم اول:

آنچه از مطالعه مطالب مربوط به روشهای مطالعه و غیره یاد گرفته ام و تجربه اندکی که در این زمینه دارم بدست می آید که اولین چیزی که برای قبول شدن در آزمون لازم است داشتن یک حس اعتماد به نفس و احساس توانستن البته به لطف خدا می باشد. به نظر کلیه روانشناسان کسانی که از همون ابتدا اعقتاد دارند که درس می خوانند ولی قبول نمی شوند، مطمئن باشند که قبول نمی شوند. بنابراین خیلی مهم است که درس بخوانیم و امید داشته باشیم که انشاء الله قبول می شویم. این قدم اول.

قدم دوم:

یک برنامه ریزی دقیق برای مطالعه لازم است. برای این کار باید از میزان دقیق فرصتی که داریم مطلع باشیم. دقیقا چند ساعت فرصت مطالعه دارید؟ باید این مطلب را دقیق دقیق مشخص کنید. برای دست یافتن به این امر باید از روی حوصله بشینیم و فکر کنیم و حساب و کتاب کنیم که در هر هفته دقیقا چند ساعت می توانید به مطالعه فقط برای کارشناسی ارشد نه برای پایان ترم یا امتحان دیگر، وقت بگذارید. این ساعات بسته به نوع دانشجویان فرق می کند. بعضیها کارمندند فرصت کمتری دارند. بعضیها خانه دارند کمتر فرصت دارند. بعضیها تبنلند کم فرصت دارند و بعضی ها هم که 24 ساعت بیکار و وقت اضافه زیاد دارند. اما داشتن وقت اضافه به معنای قبول شدن نیست و نداشتن وقت به معنای قبول نشدن نیست. بستگی به این دارد که چگونه از فرصت اندک خود استفاده کنیم.

بنابراین باید ساعات دقیق را تعیین کرد. چگونه؟ یک جدول تهیه کنید مثل این جدول

ساعات شبانه روزشنبهیکشنبهدوشنبهسه شبنهچهارشنبهپنج شنبهجمعه
1خواب
2خواب
3خواب
4خواب
5خواب
6مطالعه
7صبحانه
8کلاس درس
9کلاس درس
10کلاس درس
11کلاس درس
12ناهار
13استراحت
14استراحت
15کلاس درس
16کلاس درس
17مطالعه
18تفریح مثلا
19تلویزیون مثلا
20نماز و شام مثلا
21مطالعه
22مطالعه
23مطالعه
24مطالعه

سپس همانند روز شنبه تعیین کنید که چه ساعاتی را واقعا می توانید به مطالعه اختصاص دهید. وقتی کل هفته را اینجور تعیین کردید دقیقا مشخص می شود که شما در هفته چند ساعت فرصت فقط مطالعه برای کارشناسی ارشد دارید. فرض کنید بطور متوسط هر روز 4 ساعت فرصت مطالعه داشته باشید که در هفته می شود 28 ساعت. در ماه می شود حدود 120 ساعت. در 6 ماه می شود حدود 700 ساعت. در یکسال می شود حدود 1400 ساعت. لذا کسی که یکسال روزی 4 ساعت مطالعه کند می تواند 1400 ساعت مطالعه داشته باشد.

قدم سوم:

در این مرحله باید کلیه کتابها و جزواتی که میخواهیم مطالعه کنیم را از اساتید معتبر و کارشناس در آن رشته بپرسیم سپس تهیه کرده و مجموع صفحات آنها را جمع بزنیم. مثلا ممکن است حدود 10 کتاب را مجبور باشید مطالعه کنید. هر کتاب را بطور متوسط 300 صفحه بگیرید. میشود مجموعا 3000 صفحه. بنابراین شما 3000 صفحه مطلب را در 6 ماه یا یکسال باید بخوانید. اگر شش ماه فرصت داشته باشید باید هر ساعت از ساعات مطالعه که طبق جدول بالا تهیه کردید، حدود 5 صفحه بخوانید یعنی در 700 ساعت در طول شش ماه می شود 3500 صفحه خواند. حتی برای اینکه وقت بیشتری برای روزهای آخر ذخیره کنیم باید این مقدار را اندکی حدود 20 درصد بیشتر کنید. مثلا اگر قرار است هر ساعت 5 صفحه بخوانید برای خودتان هر ساعت 6 صفحه رادر نظر بگیرید. این بخاطر این است که در صورت مواجه شدن با برخی مشکلات غیر مترقبه و فورس ماژور مثل فوت کردن، از بین رفتن، غرق شدن یا هر مشکلی از این قبیل، آخر سر وقت کم نیاریم و از قبل آنها را جبران کرده باشیم. لذا با این تفاصیل اگر قرار باشد هر ساعت مطالعه 6 صفحه بخوانیم (البته این 6 صفحه با احتساب جلد کتاب و صفحات سفید و بدون مطلب و عکس وغیره هست) در هر روز می شود بطور متوسط 24 صفحه. بنابراین دانشجوی مورد نظر ما که روزی 4 ساعت بیشتر فرصت نداشت، باید حداقل 24 صفحه از آن 10 کتاب را بخواند در مجموع نه از هر کتاب 24 صفحه از کل آنها 24 صفحه. نحوه خوانده باید اینگونه باشد. اول یکبار کامل می خوانیم تا آخر بدون اینکه وقت تلف کنیم. بعدا بر می گردیم بطور دقیق تر می خوانیم به گونه ای که فرص می کنیم معلم هستیم و می خواهیم از متن 24 صفحه سوال امتحانی طرح کنیم. وقتی مطالعه کردیم ضمن مطالعه به هر مطلب مهمی که رسیدیم روی آن ماژیک فسفری ترجیحا رنگ فسفری و نارنجی نه قرمز یا صورتی پررنگ که چشم ما را اذیت کند می کشیم. بعدا همان مطلب را به صورت سوال و جواب در یک دفتر مخصوص می نویسم. یعنی این 24 صفحه را باید اینقدر دقیق بخوانید. قبول دارم یه مقدار طول میکشه ولی در پایان خواهید دید چه اتفاق جالبی افتاده. تمام کتاب 300 صفحه ای که شاید 15 روز وقت شما را گرفته خوانده اید در حداکثر 40 صفحه خلاصه می شود و شما می توانید از این بعد هر دو روز یکبار آنرا دور کنید.

وقتی این برنامه را اجرا کردید یعنی روزی مثلا 24 صفحه درس خواندید در 4 ماه می شود 2800 صفحه یعنی شما تقریبا کل کتابها را خلاصه برداری کرده اید و حدود 10 تا دفتر 40 صفحه ای دارید. حالا هر 20 روز یکبار می توانید این 10 دفتر را دور کنید حداقل. در این بین من مطمئن هستم فرصتهای اضافی زیاد پیدا خواهید کرد. این فرصتها را می توانید از خودتان آزمون بگیرید مثلا نمونه سوالهای کارشناسی ارشد سالهای قبل را حل کنید. مثلا قوانین مربتط با درسها را مطالعه کنید. یا هر مطلبی که احساس می کنید ممکن است به نفع شما تمام شود.

نمی دانم یک حساب سر انگشتی کردید یا نه، این برنامه برای کسی است که فقط روزی 4 ساعت می خواهد درس بخواند آنهم فقط 6 ماه فرصت دارد حال اگر کسی روزی 5 ساعت درس بخواند و یکسال فرصت داشته باشد چه می شود؟ می شود 1800 ساعت مطالعه. تقسیم بر 3000 صفحه مطلب می شود حدودا هر ساعت 2 صفحه یعنی هر روز 10 صفحه. دیدید چقدر درس خواندن تکلیف آسانی است؟ با روزی 10 صفحه مطالعه می شود 10 کتاب 300 صفجه ای را در یکسال بطور کامل خلاصه برداری کرد. فقط و فقط کاری کنید که هیچگاه از برنامه خودتان عقب نیافتید. واگر افتادید حتما همان روز بعد جبران کنید. تکالیف وقتی انباشته می شوند سنگین می شوند. خوب دوستان و اما قدم بعدی یعنی:

قدم چهارم:

قدم چهار انجام یکسری کارهایی است که اثبات شده در موفقیت تاثیر غیرقابل انکار دارد. از همه مهمتر حفظ ارتباط با خداست. در این میان بیشترین چیزی که می تواند خدا را راضی کند جلب رضایت پدر و مادر است هر جور که باشند حتی دیکتاتور. بارها و بارها افراد مختلف تجربه کرده و گزارش داده اند. انجام واجبات هم مثل نماز تاثیر شگرفی دارد در ریلکس شدن ذهن جهت مطالعه و فراگیری بهتر. بطور خلاصه انجام امور معنوی.

در ضمن یکسری دستورالعملهای روانشناسی نیز لازم است. مثلا گفتم همیشه امیدوار باشید به آینده که قبول می شوید. مثلا توی ذهنتون خودتون را پشت میز کلاس درس کارشناسی ارشد دانشگاه مورد علاقه خود بپندارید. چون هر قدر به خداوند حسن ظن داشته باشیم و به او امیدوار باشیم به همان میزان احتمال موفقیتمان بیشتر است.

هیچگاه از این عبارات مزخرف استفاده نکنید:

من که قبول نمیشم. من که می دونم مردوم میشم. اصلا خر ما از کرگی دمی نداشت. هر چی سنگه مال پای لنگه. باید پول داشت. باید پارتی داشت. تو این مملکت کی میتونه درس بخونه. برو بابا مدرک که بگیری باید بذاری در کوزه آبشو بخوری. تو که دکترا گرفتی چی شدی که من ارشد بگیرم و  از این جور اعتقادات مزخرف هرگز به خود راه ندهید. چرا که قبلا هم گفته ام اگر اعقتاد براین دارید که موفق می شوید یاشکست می خورید در هر دو صورت حق با شماست. اعتقادات فکری آدم سرنوشت آدم را می سازد.

چگونه برای کارشناسی ارشد مطالعه کنیم ؟

خوندن دروس برای آمادگی آزمون کنکور، فنی است که هرکس در موردش نظری و شیوه ای داره.
اساسا با اینکه دستاوردهایی در زمینه شیوه و عملکرد مغز انسان در یادگیری و آموزش مطرح شده، خیلی از افراد بر شیوه هایی یادگیری شخصی خودشون تاکید دارن.
من در اینجا قصد سنت شکنی ندارم و فقط می خوام برخی از تجارب خودم رو به اشتراک بذارم. بدیهی است که اعمال هر یک از این روش‌ها و نگرش‌ها منوط به همخوانی با تجربه و عملکرد افراده و از شخصی به شخص دیگه می تواند متفاوت باشه.

۱- اول مفاهیم
شما در مواجهه با کنکور کارشناسی ارشد (و هر آزمون رقابتی فشرده دیگه ای) با حجم انبوهی از اطلاعات و مباحث و داده‌ها روبرو هستید. بدیهی است سپردن این حجم از اطلاعات به حافظه نیازمند منطق یکنواخت و منظمی هست که اگر در اون راه گام برندارید، قطعا از تمامی پتانسیل های خودتون استفاده نمی تونید بکنید. به خاطر سپردن روابط و نماها و توان‌ها و فرمول‌ها و حالت های خاص مساله در شروع کار‌، در حالی که بیش از چندین ماه تا آزمون وقت پیش رو دارید، گزینه خوبی به نظر نمی رسه. در شروع کار وقت رو تماماً بر روی یادگیری عمیق مفاهیم صرف کنید.

۲- تکرار و تکرار
شاید تنها راهی که می تونه کمک کنه داده‌ها رو از حافظه کوتاه مدت خودتون به حافظه بلند مدت منتقل کنید، تکراره. تکرار در روزهای اول‌، کمک بزرگی به شماست برای زمان خریدن در روزهای فشرده پایانی و نزدیک به آژمون. تکرار سبب می شه، شما در روزهای پایانی وقت بسیار کمتری رو برای به یادآوری مفاهیم پایه صرف کنید. فراموش نکنید که هر نکته ای رو هرچند بار هم تکرار کرده باشید در روزهای پایانی نیاز به مرورش دارید. مغز شما در بازه کوتاهی (حدود چند ماه) با انبوهی از داده‌ها سرو کار داره و شما نباید انتظار داشته باشید، مفهومی رو که امروز به خوبی فهمیدید بدون مرور تا روز کنکور می تونید در ذهنتون باقی نگهدارید. پس باید با تکرار عمر ماندگاری مطالب رو در زهن افزایش بدید.

۳- حل مساله گام بعدی
اکیدا توصیه می کنم تا زمانی که به مطالب بطور کامل مسلط نشدید، سراغ حل مسائل نرید. وقتی به مطلبی تسلط ندارید، مساله یا تستی رو در یک کتاب مرور می کنید. شما دانش و توان کافی برای حل اون مساله رو ندارید. پس یا اصلا موفق با حل اش نمی شید و یا پاسخ اشتباه به دست میارید. پس از اون به قسمت حل تشریحی مراجعه می کنید و با خوندن راه حل و تایید صحت اون سراغ مساله بعدی می رید. اینجا شما سه چیز رو از دست می دید:

اول - یک خام رو که می تونست ملاکی برای سنجش توان شما باشه.

دوم - زمان رو، که هرچند برای یک تست ممکنه کم باشه، اما در مجموع میزان زیادی خواهد بود.

سوم - یک فرصت مفید رو برای به چالش کشیدن مفید مغزتون. فراموش نکنید که تست زنی ورزش مغز یک کنکوریه و وقتی شما راه حل رو مرور می کنید، مغزتون داره تن پروری می کنه

پس تا مدت معقولی، تست زنی رو به تعویق بندازید و برای شروع اون عجله نکنید.

۴- جمع آوری منابع مفید و مختصر
پیش از شروع پروسه مطالعه منابع کافی رو با جستجو و پرس و جو به دست بیارید. تجربه شخصی بسیاری از دوستان، نشون داده که اضافه کردن منبع در اواخر و یا حتی در اواسط کار، می تونه مضر باشه و باعث بهم ریختگی ذهنی شما بشه. منابع و کتاب‌ها رو بطور مرتب و طبقه بندی شده در محلی قرار بدید و بطور تناوبی شروع به مطالعه کنید.

۵- نگاهی گذرا به آزمون های گذشته
شما درحال آماده شدن برای یک آزمون هستید. پس بهتره اول ماهیت این آزمون رو بشناسید. فراموش نکنید که این آزمون متاسفانه یا خوشبختاه، ملاک دقیقی از سطح معلومات افراد ارائه نمید ده. پس تصور نکنید که اگر بهتر مطالب رو فهمیده باشید نتیجه بهتری هم خواهید گرفت. شما باید در چارچوب کنکور حرکت کنید و نه در چارچوب مفاهیم.

۶- تکانه رو حفظ کنید
آهنگ و نواخت حرکت یکی از مهمترین پارامترهاست که اغلب نادیده گرفته می شه. شروع پر انرژی، یاس رو در مراحل بعدی به دنبال داره. در نظر بگیرید که مدت چهار الی شش ماه از زندگی شما دچار تحولی دردناک خواهد شد و چنانچه شما مصمم به قبولی و کسب جایگاهی شایان باشید، نیاز هست که برای مدت زیادی تفریحات سالم و ناسالم!!! خودتون رو کنار بذارید. پس باید روحیه و توان کافی برای کل مسیر داشته باشید. شروع مصمم و خیلی جدی، می تونه در ادامه باعث کندی‌، یاس و کرختی بشه. پس بهتره شروعی ملایم داشته باشید. درست مثل یک مسابقه دو میدانی.

۷- حضور در اینترنت
متاسفانه یا خوشبختانه، ساکن کشوری هستیم که برنامه‌ها حتی در سطح کلان گاها به شدت دستخوش تغییر می شن. عدم حضور در محیط مجازی می تونه به قیمت سنگینی براتون تموم بشه. نمونه اش تغییر آیین نامه‌ها و زمان بندی ها، بحث پرداخت های بعدی ثبت نام و مسائل مالی (نظیر کنکور ۱۳۹۰)، تغییر در محل برگزاری آزمون (نظیر کنکور ۱۳۹۰)
جنبه های اطلاع رسانی گسترده ای در اینترنت وجود داره که به این علت توصیه می کنم روزانه، یا دوروزانه یکی دو ربع ساعت رو به گشت و گذار در محیط نت بپردازید. مطمئن باشید ضرر نمی کنید.

۸- کتاب کنکور یا کتاب مرجع؟
این یکی از سوالاتیه که خیلی‌ها ممکنه از خودشون یا از دیگران بپرسن. چه کتابی بخونیم. یا بهتر بگم، چه تیپ کتابی بخونیم؟ کتاب مرجع یا کتاب کنکوری.
فراموش نکنید که هرگاه شما به مباحث و و مطالب یک کتاب مسلط بشید، ناخودآگاه این شبهه براتون بوجود میاد که به اون درس مسلط هستید. حجم و تعداد دروس به اندازه ایه که انسان ناخواسته با مرور و تسلط به یک کتاب کنکوری ممکنه خودش رو گول بزنه و اینطور وانمود کنه که یکی از درس‌ها کم شد. در این راستا توصیه می کنم خوندن رو محدود به یک کتاب خاص نکنید. سعی کنید در ابتدا اگر کتاب های مختلف مباحث مختلفی رو در یک درس پوشش دادن، این مساله رو در نظر بگیرید. کتب کنکور در خیلی از درس ها، از لحاظ پوشش دامنه مطالب بسیار ناقص هستند. برای مثال اکثر کتاب های کنکوری در زمینه درس مهندسی نرم افزار، سیستم عامل، شبکه های کامپیوتری، انتقال داده، هوش مصنوعی، ... از این دست هستند.

۹- تناوب سوئیچ بین دروس
با چه تناوب زمانی بین دروس مختلف سوئیچ کنیم؟ آیا باید یک درس رو کامل بخونیم و بعد سراغ درس بعدی بریم؟ یا برعکس از هر درس مقداری مطالعه کنیم و بلافاصله سراغ درس بعدی بریم؟
در این زمینه دو نکته هست که شایان ذکره:

اول - اگر مطلبی رو کامل نفهمیده باشید، مثل اینه که اصلا اون رو نخوندید. پس مدت کافی رو صرف یادگیری مبحث‌ها کنید. تا یک مبحث از یک درس تموم نشده، سراغ درس بعدی نرید.

دوم - سرعت بالای سوئیچ بین دروس کمک می کنه هم در روزهای آخر با سرعت زیاد سوئیچ خو گرفته باشید و هم سر جلسه مغزتون آمادگی داره بین مباحثی که ربط منطقی بسیار کمرنگی دارن بسرعت سوئیچ کنه.

۱۰- تست های کنکور سال های پیش
برخی تست های کنکور سالهای پیشین رو دست نخورده می ذارن تا در روزهای آخر اون‌ها رو در وقت مقرر بزنن و از این طریق خودشون رو بسنجن. من ابدا این رو پیشنهاد نمی کنم به دو دلیل:

اول - فایده ای که می تونه از مرور این تست‌ها بدون مهلت زمانی و به قصد آشنایی نصیب شما بشه، به مراتب بیشتر از فایده شبیه سازی یک آزمون کنکوره. پس بهتره اونها رو بارها مرور کنید و نقاط قوت و ضعف تون رو در زمینه مباحث مطرح شده در این تست‌ها بسنجید. با اونها مثل سک سری سوال برخورد کنید و نه یک تست زمان دار.

دوم - شما در کتب کنکور و گاها در متن اونها بارها این تست‌ها رو خواهید دید. پس هیچگاه پس از خوندن یک کتاب کنکوری اون تست یک تست خام محسوب نمی شه و شما نمی تونید به کمک اون یک آزمون رو شبیه سازی کنید.

 

منبع :  www.lawstudy.ir و انجمن مانشت

تهیه و تنظیم :




طبقه بندی:
ارسال توسط سرو
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ