X
تبلیغات
رایتل

مرتبه
تاریخ : 1392/07/18

یکی از روزهای شیرین کارآموزی مثل همیشه  از بدو ورودمون به بخش به کار جذاب شرح حال گیری مشغول شدیم. 

استاد ازمون خواست هرکدوممون یه مریضو انتخاب کنیم و من هم که عاشق شرح حال گرفتن بودم (!) عمدا یه مریض ترکمن رو (که ماشالله تعدادشون توی بخش به شمار موهای سر میرسه) ، انتخاب کردم تا به بهونه اینکه زبونشو نمیفهمم از زیر این کار دربرم.

خلاصه رفتم به استاد گفتم.یکی از دوستان که اون موقع کنار استاد وایستاده بود گفت:"من یه کم ترکی بلدم بیا با هم بریم من میشم مترجمت". 

تو دلم بهش کلی بد و بیراه گفتم و به ناچار باهم همراه شدیم.بعد از سلام و احوالپرسی رفتیم سر سئوالات اصلی شرح حال.با این که مترجمم خیلی مبتدی بود و زیاد هم از زبون ترکی چیزی نمی دونست ولی به خوبی میتونست حق مطلبو برسونه و جواب اون خانمو واسه من ترجمه میکرد.دربین سئوالات دوستم ازش پرسید:

"صوب نواخت گلدین؟" (یعنی:صبح کی اومدی؟)

 و اون خانوم با تبسم مبهمی که روی صورتش داشت و ما دلیلشو نمیدونستیم گفت: "آل ته"

ماهم که نمیدونستیم معنی این کلمه چیه هاج و واج به هم نگاه کردیم و زیر لب به هم میگفتیم این چی میگه دیگه؟آل ته یعنی چند؟

خلاصه بعد از کلی فکر و بحث دیدیم مریضمون درحالی که روسریشو جلوی دهنش گرفته تا ما صدای خندشو نشنویم میخواد یه چیزی بهمون بگه.وقتی گوشامونو خوب تیز کردیم فهمیدیم داره میگه شیش!!اون موقع بود که شستمون خبردار شد که این خانوم دوساعته مارو سرکار گذاشته.سریع پرسیدم:"خانوم شما فارسی بلدین؟!!!!!"

اونم خیلی ریلکس گفت "آره"

اون لحظه بود که ما نمیدونستیم بخندیم یا از این که سر کار بودیم ناراحت بشیم.خلاصه با خنده بیمار محترم ماهم کلی خندیدیم.دوستم هم که کلی فسفر سوزونده بود تا بتونه چهار تا کلمه رو کنار هم بچینه و به خاطر دونستن یه زبون خارجه!!! پیش من کلی کلاس گذاشته بود ، حرصش گرفت و رفت پیش استاد و با هیجان همه چیو تعریف کرد. 

خلاصه استادم حسابی به ریشمون خندید و به من با طعنه گفت:  

"تا توباشی که بخوای از زیر کار دربری..." 




طبقه بندی:
ارسال توسط سپیده
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات

ابزار وبلاگ

طراحی سایت

قالب وبلاگ